1: چند سال پیش  جوکی شنیدم با این مضمون که { اسبی به صاحب سیرک مراجعه کرده و گفته مشکلات مالی فراوانی دارد و دنبال کار کردن در سیرک اوست!. صاحب سیرک هم بعد از پایان صحبتهایش از او پرسیده خوب اینهمه حرف زدی بگو ببینم هنرت چیست؟. اسب هم متحیر به صاحب سیرک نگاه کرده و گفته : مرد حسابی من دارم با زبان ادمیزاد باتو حرف میزنم!. / خنده حضار! }


2: این حکایت جامعه دوقطبی ماست وقتی میخواهی به او بفهمانی که دو قطبی است. شما دوست عزیز میخواهی راجع به نزول در بانکها حرف بزنی؟. پس اول بگو ببینم طرفدار موسوی هستی یانه؟!. شما میخواهی درباره گرانی صحبت کنی؟ ابتدا روشن کن ببینم قدم زدن ظریف با کری خیانت به ارمانها بود یا نبود؟ حزب الهی هستی یا طاغوتی؟ اصلاح طلبی یا اصولگرا؟ موافق برجامی یا مخالفش؟ سبزی یا سرخی؟ اسلام گرایی یا ملی گرا؟ استقلالی هستی یا پرسپولیسی؟ سنت گرایی یا مدرنتیه گرا؟ عقلی فکر میکنی یا نقلی؟ و ...


3: این حکایت #ایمان_معمار است که خواسته  درمتنی فضای دوقطبی کشوررا با مثالی در مورد مهران مدیری نشان بدهد!. کجا؟ در کانال جامعه شناسی!. سپس سیل انتقادها ی موافقین و مخالفین مهران مدیری روانه اش شده که چرا نگفتی این ادم خود فروش است؟ و یا اینکه چرا بر صدر ننشاندی اش در نوشته ات؟. گویا اصلا این نوشته رقم خورده بود تا دادگاه قضاوتی باشد برای نگاه ایمان معمار به مهران مدیری!.


4: درد این است که نمی شود درد را به کسی حالی کرد. { دولت ابادی }. اتفاقا همین برخوردی که با نوشته ایمان معمار شد و دعوای دو سرطیفهای دو قطبی بر سرمصادیقی که ایمان بصورت مثال نوشته بود نشان میدهد دقیقا مشکل را درست فهم و تبیین کرده است. این برخوردها به خوبی نشان می دهد که چرا جامعه ما اینقدر حاشیه خوان شده و به متن مسائل خودش کم توجه است. 


5: اینطور است که شما در هر ارائه ای { مثلا درمورد خشکسالی } باید اول چند پیش فرض { مثل موافق یا مخالف دولت بودن } را در حاشیه حضورت ثابت کنی و بعد مخاطب نسبت به همان پیش فرضهایی که در دو قطب سازی خودش دارد در مورد درستی یا نادرستی زاویه نگاه تو و ارائه ای که خواهی داشت قضاوت خواهد کرد. از همین دست است دوقطبی های قشری - قرار دادی که مثلا شما ریش داشته باشی یا با کروات وارد شوی یا سخنت را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنی و یا با فرستادن درود و ارزوی توفیق روز افزون برای جمع مخاطب حاضر!. مخاطب دوقطبی زده قبل ازاینکه ارائه دهنده سخنی بگوید، دردستگاه پیش فرض خود  تایید یا تکذیبش کرده و تمام شده و رفته.


6: دوقطبی سازی اما ذاتا امرمذمومی است؟. به نظر می رسد ما همواره در تناسب با دیگری خود، چیستی و چگونگی مان را درک می کنیم چه به صورت حد فاصلی واقعی { مثلا " من " در مقابل " جهان پیرامون من " } و چه به صورت خط فاصلی قراردادی { کشورهای پیشرفته در مقابل کشورهای درحال پیشرفت }.

 

7: برخی از دگرگونی ها و سنتزها بدون وجود دوقطب مخالف و یا معارض ایجاد نخواهد شد. اما این فرهنگ کاریکاتوری ماست که بازهم دراین خصوص بیرون زده عمل می کند و راه را برای فهم درست می بندد. جان سخن این که دوقطبی بودن بدنیست دوقطبی زدگی است که بسیار بداست. انقدر که باز درهمین نوشتار به دنبال نشانه هایی در خطوط سفید اش باشیم تا بفهمیم نویسنده این متن بالاخره ساختار گراست یا ساختار شکن؟ 


8: امام علی علیه السّلام فرمودند:

إِنَّ الحَقَّ لا یعرَفُ بِالرِّجَالِ؛ اِعرِفِ الحَقَّ، تَعرِف أهلَهُ؛

حق با شخصیتها شناخته نمیشود؛ حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی.

یاسرعرب


پی نوشت اول: کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟

پی نوشت دوم: جاهلیت در مدرنیته یا مدرنیته ی جاهل؟

پی نوشت آخر: اول بگو فارسی یا ترکی یا کردی یا لر ... بعد نظرات رو بخونم...

چه حالی داری حضرت سلیمان علیه السلام وقتی حال ما رو میبینی...

ما با انسان ها نمیتوانم هم کلام شویم...او با هدهد و مورچه و...🙄