عرض ارادتی به حضرت علی بن الحسین (ع)


 زبان گویاى حق 


Elham.ir




بیست و پنجم محرم، روز شهادت امام زین العابدین، سید الساجدین، على بن حسین علیه السلام است. امامى که شاهد سخت ترین و تلخ ترین حادثه تاریخ، از آغاز تا انتها بوده است. راوى بلاواسطه و شاهد زجر کشیده این رویداد بى مانند است. ایمان و ایثار و فداکارى، اخلاص و انفاقِ همه ی داشته هاى زیبا در راه خدا، از سوى پدر، عمو، برادر و یاران را دیده است و کینه و بغض و عداوت، پلیدى و پلشتى، جفا و جنایت و بى رحمى و خون خوارى را نیز از سوى جبهه مقابل با گوشت و پوست خود احساس کرده است. در اسارتى که در ظلم و ستم، اهانت و زجر مانند ندارد همراه عمّه بزرگوارى که خود، او را عالِمِ بلا معّلم توصیف مى فرماید، زبان گویاى حق هستند، آن چنان که در کمال شجاعت و درایت، دندان در دهان ظالمان با صراحت و حقیقت گویى خود شکسته اند.


شگفتى و زیبایى آنکه ، بازمانده این حادثه در وجودش آن قدر انسانیت، احسان، بزرگ منشى، سخاوت، گذشت، عاطفه و پاى بندى به تمامى حقوق موج مى زند که سید العابدین، زین الصالحین، سید المتقین، امام المؤمنین، «سجاد» لقب مى گیرد. القابى که اعطایى حاکمان نیست، بلکه «صرافان گوهر شناس» و عارفان انسان جو، آنان که در آن روزگار از دیو و دد ملول بودند، او راچنین یافتند، آنى را به دیده چون خورشیدِ درخشان دیدند که شیخ با چراغ نمى یافت! نه تنها یافت شد که چون نگین مى درخشید.


اینها نه القاب که تجلى عینى این اوصاف است. تعلمیش دعا و بندگى است، رفتارش سراسر سخا و دستگیرى است، برده مى خرد، به سال نرسیده با کوله بارى از تربیت انسانى ، آزادشان مى کند در حالى که معناى آزادگى را به آنان آموخته است. خانه اش مأواى همه است، بندگان هم از او نمى ترسند، چون مظهر رحمت است و فرزند حسین (ع) رحمت الله الواسعه ! 


این همان امامى است که صلابت و حق گویى اش کاخ یزید را مى لرزاند، نه که همه دلها را مى گرداند. همو است که خطاب به محمد بن مسلم  زهرى، عالمى که در خدمت مروانیان قرار گرفته است این گونه خطاب مى کند: 

«مگر نه آن است که تو را چون قطب آسیاب، محور بیدادگرى ها قرار داده تا ستمکارى ها را گرد وجود تو بچرخانند؟  و تو را پلى مى خواهند تا رسیدن به مقاصدشان را هموار کند و نردبان گمراهى و مبلغ کج رویى هایشان باشد؟ و به همان راهى بَرندَت که خود مى روند؟ اى عالم دین فروخته کارى که به دست تو مى کنند از عهده مخصوص ترین وزیران و نیرومندترین همکارنشان بر نمى آید، تو بر خرابکارى هاى آنان سرپوش مى نهى و پاى خاص و عام را به بارگاهشان مى گشایى. وه که چه ناچیز است آنچه به تو مى دهند در برابر آنچه از تو مى گیرند ...» 


دریغا که در ذهن ما مشهور ترین لقبِ چنین امامى «بیمار» است !


5 آبان 95


پی نوشت:

یا زین العابدین علیه السلام


غروب قافله یادت نمی‌رفت

صدای هلهله یادت نمی‌رفت

گلو و چشم و قلبت ‌سوخت عمری

سه تیر حرمله یادت نمی‌رفت


#یوسف_رحیمی